7. دانش تعادل مايعات‌. سنت ارشميدسي تعادل مايعات و كاربردش در تعيين وزن مخصوص‌ را يوردانوس موٴلف درباب اوزان (مقدمه‌، ج 2، صص 1467، 1824) و ويلهلم موربكي دنبال‌ كردند. در سده‌ٴ چهاردهم نيز ژان دو مور و نويسنده‌ٴ ناشناس رساله‌ٴ كوتاه درباب غوطه‌وري در مايعات آن‌را ادامه دادند، بي‌آن‌كه حرف تازه‌اي به آن افزوده باشند.
8 . آبراهه‌ها.
عجيب است كه فعاليت چشم‌گير سده‌ٴ سيزدهم در زمينه‌ٴ نهر و سدسازي در سده‌ٴ چهاردهم يكباره متوقف شد و تنها در سده‌ٴ بعدي بود كه دوباره رونق يافت‌. اين امر را شايد بتوان به عوامل سياسي و اقتصادي مربوط دانست تا به پيش‌رفت‌هاي فني‌. مردم در سده‌ٴ چهاردهم ساختن آبراهه‌ها را مي‌دانستند، ولي هيچ نمونه‌ٴ مهمي نساختند.
8 . تكراري متالورژي و استخراج معادن‌.
استخراج معادن با زمين شناسي‌، و متالورژي با استخراج معادن چنان پيوند نزديكي دارد كه جاي مناسبشان فصل دهم (يا بخش دهم فصل اول‌) درباره‌ٴ تاريخ طبيعي است‌.
9. نظريه‌هاي مكانيك‌.
تاريخ نظريه‌هاي مكانيك به دليل ناپيوستگي‌اش عجيب است‌. اين‌ نظريه‌ها به صورت بخشي از فلسفه‌ٴ مشايي آغاز شد، ولي به زودي بر اثر نبوغ ارشميدس به‌ سطح رياضيات ارتقا يافت‌. پس از آن‌، براي پديدار شدن انديشه‌هاي تازه بايد هفتصد و پنجاه‌ سال سپري مي‌شد. سيمپليكيوس (ششم ـ 1) و فيلوپونس (ششم ـ 1) در شرحشان بر مكانيك‌ ارسطو به مفهوم نيروي رانش و ماند اشاره كردند. هفت قرن ديگر طول كشيد تا اين دانه‌ها به‌ حاصل بنشيند، ولي آن‌گاه يعني در سده‌ٴ سيزدهم ــ بار ديگر شاهد شكوفايي مكانيك‌ مي‌شويم‌.1 بهتر است مهم‌ترين نكات آن‌را خاطر نشان شوم‌. يوردانوس نموراريوس (سيزدهم ـ


1 .تعيين منشأ اين شكوفايي آسان نيست‌، چون در سده‌ٴ سيزدهم فيزيك فيلوپونس را در غرب لاتيني جز از راه منقولات سيمپليكيوس نمي‌شناختند. براي‌ اثبات اين مطلب نك‌:


 Martin Grabmann: Mittelalterliche lateinische Ubersetzungen von Johannes Philoponos, Alexander von Aphrodisias und (Themistios (Munchen 1929; Isis 15, 446 )  
 

بااين همه‌، ممكن است منقولات براي تسريع انديشه‌ٴ مكانيكي و كشاندن آن به مجرايي تازه كافي بوده است‌. در غير اين صورت‌، انديشه‌هاي فيلوپونس از راه‌ آثار عربي به غرب مسيحي رسيده است‌. اين منقولات دراثر زير بررسي شده است‌.


Salomon Pines: Les precurseurs musulmans de la theorie  de l'impetus (Archeion 21, 298-306, 1938); Etudes sur Awhad al-(zaman Abu-l Barakat al-Baghdadi(Revue des etudes juives 104, 1-95, 1938; Isis 31, 148 )


 مهم‌ترين موٴلفي كه مورد بررسي او قرار گرفته هبةالله بن ملكا يهودي بغدادي (دوازهم ـ2) است‌، كه موجب شده او خيلي مهم‌تر از آني باشد كه من در موقع‌ نوشتن شرح مربوط به او مي‌دانستم (مقدمه‌، ج 2، ص 1219).